resemble

re·sem·ble/rɪˈzɛmbl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): resembledpast participle (مفعولی): resembled-ing (حال): resembling3rd (سوم): resembles

فعل — شبیه بودن

شبیه بودنمانند بودن

شبیه بودن یا داشتن شباهت با کسی یا چیزی.

To look like or be similar to someone or something.

«آن کودک خیلی شبیه مادرش است.»

The child resembles her mother very much.

«این نقاشی به نمونه اصلی شبیه است.»

This painting resembles the original.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mirrorانعکاس دادن

رسمی؛ تأکید بر شباهت دقیق یا نزدیک.

Formal; emphasizes exact or close similarity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000