responsibly

re·spon·si·bly/rɪˈspɒn.sɪ.bli/
responsiblehaving duty or accountability-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): responsibleposition (جایگاه): end

قید — مسئولانه

مسئولانهبا مسئولیت

به گونه‌ای که نشان‌دهنده قضاوت خوب یا مسئولیت‌پذیری باشد.

In a way that shows good judgment or accountability.

«در هوای بد باید مسئولانه رانندگی کنید.»

You should drive responsibly in bad weather.

«او تحت فشار مسئولانه عمل کرد.»

She acted responsibly under pressure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carefullyبا دقت

رایج است. معنای مشابه دارد و دلالت بر توجه و احتیاط دارد اما کمتر درباره وظیفه است.

Common. Similar meaning implying attention and caution, but less about duty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000