return the favor

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·turn the fa·vor/rɪˈtɜrn ðə ˈfeɪvər/
phrase (عبارت)common

عبارت — محبت را جبران کردن

محبت را جبران کردنلطفِ کسی را تلافی کردن

در برابرِ کمک یا محبت قبلیِ کسی، برای او کاری مهربانانه یا کمک‌کننده انجام دادن.

To do something helpful or kind for someone who previously helped or was kind to you.

«تو در اسباب‌کشی کمکم کردی، پس بگذار محبتت را جبران کنم.»

You helped me move, so let me return the favor.

«او با نگه‌داشتن از سگش، لطف او را جبران کرد.»

She returned the favor by watching his dog.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000