در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یکی از استخوانهای منحنی که قفسه سینه را تشکیل میدهد.
One of the curved bones forming the ribcage around the chest.
«او در حادثه یک دندهاش شکست.»
“He broke a rib in the accident.”
«دندهها از عضلات حیاتی داخل سینه محافظت میکنند.»
“The ribs protect vital organs inside the chest.”