در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رشتهای از مهرهها که کاتولیکها برای دعا استفاده میکنند.
A string of beads used by Catholics for prayer.
«او هنگام دعا کردن، تسبیح را در دست داشت.»
“She held the rosary while praying.”
«تسبیح نمادی مهم در دین کاتولیک است.»
“The rosary is an important Catholic symbol.”