roughed

/rʌft/
verb (فعل)commonpast (گذشته): roughedpast participle (مفعولی): roughed-ing (حال): roughing3rd (سوم): roughs

فعل — خشن رفتار کردن

خشن رفتار کردنزمخت برخورد کردن

گذشته فعل rough؛ رفتار خشن یا زمخت داشتن با کسی یا چیزی.

Past tense of rough; to deal with roughly or treat harshly.

«بازیکنان در طول بازی با هم خشن رفتار کردند.»

The players roughed each other during the game.

«بعد از حادثه جمعیت با او خشن برخورد کردند.»

He was roughed by the crowd after the incident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mistreatedبدرفتاری کردن

رایج. به معنای رفتار خشن یا ناعادلانه، در برخی زمینه‌ها با rough قابل تعویض است.

Common. Indicates harsh or unfair treatment, often interchangeable with 'roughed up' in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000