در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی کرم انگلی با بدن استوانهای که انسان و حیوانات را مبتلا میکند.
A parasitic worm characterized by a cylindrical body, infecting humans and animals.
«دکتر بهخاطر عفونت کرم گرد او را درمان کرد.»
“The doctor treated her for a roundworm infection.”
«کرمهای گرد انگلهای رایج در خاک هستند.»
“Roundworms are common parasites in soil.”