ruddiness

rud·di·ness/ˈrʌdɪnis/
ruddyhaving a healthy red color-nessstate or quality
noun (اسم)common

اسم — قرمزی صورت

قرمزی صورترنگ قرمز

کیفیت یا حالتی از سرخ یا کمی قرمز، به‌ویژه در صورت.

The quality or state of being red or reddish, especially in the face.

«قرمزی صورتش نشان می‌داد که سالم است.»

His ruddiness showed he was healthy.

«قرمزی می‌تواند نشان‌دهنده جریان خون خوب باشد.»

Ruddiness can indicate good blood flow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rednessسرخی

رایج. هم‌معنی برای قرمزی پوست و موارد مشابه.

Common. Synonym used for skin redness and similar contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000