run up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/rʌn ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بالا بردن

بالا بردنجمع کردن

مقدار زیادی بدهی، هزینه یا امتیاز جمع کردن.

To accumulate a large amount of debt, costs, or a score.

«او در خارج از کشور قبض تلفن سنگینی بالا آورد.»

He ran up a huge phone bill abroad.

«تیم در آغاز بازی بیست امتیاز گرفت.»

The team ran up twenty points early.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بالا کشیدن

بالا کشیدنبرافراشتن

پرچم، بادبان یا چیز مشابهی را بالا کشیدن.

To raise a flag, sail, or similar object.

«آن‌ها هنگام طلوع پرچم را برافراشتند.»

They ran up the flag at sunrise.

«خدمه بادبان را سریع بالا کشیدند.»

The crew ran up the sail quickly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000