runaway

run·a·way/ˈrʌnəweɪ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): runaways

اسم — دررفتی

دررفتیفراری

فردی، معمولا کودک، که بدون اجازه خانه را ترک می‌کند

A person, especially a child, who leaves home without permission

«فراری توسط پلیس پیدا شد.»

The runaway was found by the police.

«کودک فراری سالم بود.»

The runaway child was safe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
escapeeفراری

رسمی. به هر کسی که فرار می‌کند اشاره دارد، نه فقط کودکان.

Formal. Refers broadly to anyone who escapes, including runaways; not limited to children.

متضادها
2adjective (صفت)common

صفت — فرارکرده

فرارکردهگریخته

فرارکرده یا گریخته

Having escaped or fled

«اسب فرارکرده باعث حادثه شد.»

A runaway horse caused an accident.

«تورم سرسام‌آور مشکلی است.»

Runaway inflation is a problem.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000