sab

/sæb/
verb (فعل)formalpast (گذشته): sabbedpast participle (مفعولی): sabbed-ing (حال): sabbing3rd (سوم): sabs

فعل — خرابکاری کردن

خرابکاری کردنمختل کردن

به‌طور عمدی کار یا برنامه‌های کسی را با روش‌های مخفی مختل کردن یا خراب کردن.

To deliberately obstruct or damage someone’s work or plans, especially by underhanded means.

«آن‌ها با پخش شایعات تلاش کردند پروژه را خراب کنند.»

They tried to sab the project by spreading rumors.

«مخالفان طرح را در مجلس مختل کردند.»

The opposition sabbed the bill in parliament.

تفاوت با واژه‌های مشابه
undermineتضعیف کردن

کلمه رسمی رایج، وقتی منظور تضعیف مخفیانه باشد قابل تعویض است.

Common formal word, interchangeable when meaning to weaken someone's efforts secretly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000