در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کفش چوبی سنتی در بعضی مناطق اروپا؛ همچنین دستگاهی در اسلحهها برای نگهداری گلوله.
A wooden shoe traditionally worn in parts of Europe; also a device used in firearms to support a projectile.
«او در دهکده یک جفت کفش چوبی قدیمی پوشیده بود.»
“He wore a pair of old sabots in the village.”
«گلوله تانک از ساپوت برای افزایش دقت استفاده میکرد.»
“The tank shell used a sabot to increase accuracy.”