sanity

san·i·ty/ˈsæn.ɪ.ti/
noun (اسم)common

اسم — عقل سالم

عقل سالمتعادل روانی

وضعیتی که ذهن سالم و منطقی داشته باشد

The condition of having a healthy and rational mind.

«او در زمان بحران عقل سلیم خود را زیر سوال برد.»

He questioned his own sanity during the crisis.

«عقل سالم برای تصمیم‌گیری‌های خوب مهم است.»

Sanity is important for making good decisions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000