say uncle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

say un·cle/seɪ ˈʌŋkəl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — تسلیم شدن

تسلیم شدنبگو بس است

شکست را پذیرفتن یا از کسی خواستن دست از آسیب رساندن یا فشار آوردن بردارد.

To admit defeat or ask someone to stop hurting or pressuring you.

«او برادرش را وادار کرد تسلیم شود.»

He made his brother say uncle.

«اگر بازی درد داشت، بگو بس است.»

Say uncle if the game hurts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000