scoop

/skuːp/
verb (فعل)commonpast (گذشته): scoopedpast participle (مفعولی): scooped-ing (حال): scooping3rd (سوم): scoops

فعل — برداشتن با کفگیر

برداشتن با کفگیرجمع کردن

برداشتن یا جمع کردن چیزی با حرکت فنجانی یا ابزاری شبیه کفگیر.

To pick up or gather something with a scooping motion or tool.

«او شن را با دستانش برداشت.»

He scooped up the sand with his hands.

«او آب را داخل سطل ریخت.»

She scooped water into the bucket.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gatherجمع کردن

رایج است. هنگام جمع‌آوری چیزها می‌تواند جایگزین scoop شود ولی از نظر فیزیکی کمتر مشخص است.

Common. Can substitute scoop when collecting things but less physical in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000