در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
استخوان یا عاج را با حکاکی یا کندهکاری، اغلب توسط ملوانان تزئین کرد.
Decorated bone or ivory by engraving or carving, especially by sailors.
«در سفرهای طولانی روی استخوان نهنگ حکاکی میکرد.»
“He scrimshawed whale bone during long voyages.”
«اشیای قدیمی که توسط ملوانان حکاکی شدهاند ارزشمندند.»
“Antique items scrimshawed by sailors are valuable.”
رسمی. اشاره به حکاکی کلی دارد؛ scrimshaw نوع خاصی است.
Formal. Refers broadly to carving designs; scrimshaw is a specific type.