scrimshawed

scrim·shawed/ˈskrɪmʃɔːd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): scrimshawedpast participle (مفعولی): scrimshawed-ing (حال): scrimshawing3rd (سوم): scrimshaws

فعل — حکاکی کردن روی عاج

حکاکی کردن روی عاجکنده‌کاری روی استخوان

استخوان یا عاج را با حکاکی یا کنده‌کاری، اغلب توسط ملوانان تزئین کرد.

Decorated bone or ivory by engraving or carving, especially by sailors.

«در سفرهای طولانی روی استخوان نهنگ حکاکی می‌کرد.»

He scrimshawed whale bone during long voyages.

«اشیای قدیمی که توسط ملوانان حکاکی شده‌اند ارزشمندند.»

Antique items scrimshawed by sailors are valuable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
engravedحکاکی شده

رسمی. اشاره به حکاکی کلی دارد؛ scrimshaw نوع خاصی است.

Formal. Refers broadly to carving designs; scrimshaw is a specific type.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000