scroll

/skroʊl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): scrolledpast participle (مفعولی): scrolled-ing (حال): scrolling3rd (سوم): scrolls

فعل — اسکرول کردن

اسکرول کردنحرکت دادن صفحه

متن یا تصویر نمایش داده شده را به بالا یا پایین روی صفحه حرکت دادن

To move displayed text or images up or down on a screen

«پایین بروید تا گزینه‌های بیشتری ببینید.»

Scroll down to see more options.

«او سریع در سند اسکرول کرد.»

He scrolled quickly through the document.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slideلغزاندن

رایج. اشاره به حرکت نرم دارد ولی کمتر به کار رایانه‌ای اشاره می‌کند.

Common. Refers to smooth movement but less specific to computer use.

2noun (اسم)commonplural (جمع): scrolls

اسم — طومار

طومارکاغذ رول‌شده

یک تکه کاغذ یا پوست رول شده که معمولاً شامل نوشته یا تزئین است

A rolled-up piece of parchment or paper often containing writing or decoration

«طومارهای قدیمی در غار پیدا شدند.»

Ancient scrolls were found in the cave.

«او طومار را با دقت باز کرد.»

He unrolled the scroll carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
parchmentپوست نوشته

رسمی. ماده‌ای که برای اسناد تاریخی استفاده می‌شده، شبیه طومار.

Formal. Material used historically for documents, similar to scroll.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000