در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
متن یا تصویر نمایش داده شده را به بالا یا پایین روی صفحه حرکت دادن
To move displayed text or images up or down on a screen
«پایین بروید تا گزینههای بیشتری ببینید.»
“Scroll down to see more options.”
«او سریع در سند اسکرول کرد.»
“He scrolled quickly through the document.”
رایج. اشاره به حرکت نرم دارد ولی کمتر به کار رایانهای اشاره میکند.
Common. Refers to smooth movement but less specific to computer use.
یک تکه کاغذ یا پوست رول شده که معمولاً شامل نوشته یا تزئین است
A rolled-up piece of parchment or paper often containing writing or decoration
«طومارهای قدیمی در غار پیدا شدند.»
“Ancient scrolls were found in the cave.”
«او طومار را با دقت باز کرد.»
“He unrolled the scroll carefully.”
رسمی. مادهای که برای اسناد تاریخی استفاده میشده، شبیه طومار.
Formal. Material used historically for documents, similar to scroll.