در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ماهی کوچکی با سر بزرگ و بالههای خارمانند که در آبهای سرد زندگی میکند.
A small fish with a large head and spiny fins, found in cold waters.
«ماهیگیر در نهر سرد یک اسکالپین گرفت.»
“The fisherman caught a sculpin in the cold stream.”
«اسکالپینها به دلیل بالههای خارمانندشان شناخته میشوند.»
“Sculpins are known for their spiny fins.”