seeded

seed·ed/ˈsiːdɪd/
adjective (صفت)common

صفت — دانه‌دار

دانه‌داربذر دار

حاوی بذر در درون خود.

Containing seeds inside.

«او نان دانه‌دار از نانوایی خرید.»

He bought seeded bread from the bakery.

«سالاد دارای گوجه‌های دانه‌دار بود.»

The salad had seeded tomatoes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000