semiprecious

/ˌsɛm.iˈprɛʃ.əs/
semi-half, partlypreciousvaluable
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more semiprecioussuperlative (عالی): most semiprecious

صفت — نیمه‌قیمتی

نیمه‌قیمتی

صفتی برای سنگ‌های قیمتی که ارزش کمتری نسبت به سنگ‌های قیمتی اصلی دارند.

Describing gemstones that are valuable but less so than precious stones.

«فیروزه یکی از سنگ‌های نیمه‌قیمتی محبوب است.»

Turquoise is a popular semiprecious stone.

«گردنبند با سنگ‌های نیمه‌قیمتی تزئین شده بود.»

The necklace was decorated with semiprecious gems.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000