senza

sen·za/ˈsɛn·zə/
adverb (قید)formal

قید — بدون

بدون

(در موسیقی) به معنی «بدون»؛ دستوری برای نواختن بدون یک جلوه یا عنصر مشخص.

(In music) Without; used as a direction to indicate that something should be played without a specified effect or element.

«قطعه «سنزا ویبراتو» اجرا می‌شود یعنی بدون ویبراتو.»

The piece is played 'senza vibrato', meaning without vibrato.

«قطعه را بدون پدال اجرا کنید.»

Perform the passage 'senza pedale'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000