serf

/sɜːrf/
noun (اسم)formalplural (جمع): serfs

اسم — رباخته

رباختهسرف

کارگری که در دوران قرون وسطی به زمین ارباب وابسته بود و آزادی محدودی داشت.

A laborer bound to work on a lord’s land in medieval times, with limited freedom.

«سرف‌ها برای ارباب خود در مزارع کار می‌کردند.»

Serfs worked the fields for their lord.

«رباخته‌داری با تغییرات اجتماعی در اروپا پایان یافت.»

Serfdom ended with social changes in Europe.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000