set eyes on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɛt aɪz ɑn/
phrase (عبارت)common

عبارت — دیدن برای اولین بار

دیدن برای اولین باربرانداز کردن

برای اولین بار یا بعد از مدتی کسی یا چیزی را دیدن، معمولاً با علاقه یا تمایل.

To see someone or something for the first time or for the first time in a while, often with interest or desire.

«من قبلاً هرگز چنین مکان زیبایی را ندیده بودم.»

I never set eyes on such a beautiful place before.

«او ماشین را دید و فوراً خواست آن را بخرد.»

She set eyes on the car and immediately wanted to buy it.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000