sever

sev·er/ˈsev.ər/
verb (فعل)formalpast (گذشته): severedpast participle (مفعولی): severed-ing (حال): severing3rd (سوم): severs

فعل — قطع کردن

قطع کردنبریدن

کاملاً قطع کردن یا جدا کردن با بریدن.

To cut off completely; to separate by cutting.

«تصادف خط برق را قطع کرد.»

The accident severed the power line.

«او ارتباطات خود با شرکت را قطع کرد.»

He severed ties with the company.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبریدن

رایج. sever رسمی‌تر و قوی‌تر است و به جدایی کامل اشاره دارد.

Common. 'Sever' is more formal and stronger implying full separation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000