در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل تیراندازی یا فیلمبرداری بودن.
Capable of being shot at or filmed.
«هدف از این فاصله بهوضوح قابل تیراندازی بود.»
“The target was clearly shootable from this distance.”
«صحنه بهطور کامل زیر نور طبیعی قابل فیلمبرداری بود.»
“The scene was perfectly shootable under natural light.”