silversmith

sil·ver·smith/ˈsɪlvərsmɪθ/
silverthe metalsmithcraftsman or maker
noun (اسم)commonplural (جمع): silversmiths

اسم — جواهرساز نقره

جواهرساز نقرهنقره‌کار

کسی که اشیای نقره‌ای می‌سازد یا تعمیر می‌کند.

A person who makes or repairs silver objects.

«نقره‌کار گردنبندی زیبا ساخت.»

The silversmith crafted a beautiful necklace.

«نقره‌کاران اغلب با طرح‌های پیچیده کار می‌کنند.»

Silversmiths often work with intricate designs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000