sit tight
/sɪt taɪt/
phrase (عبارت)informal
عبارت — صبر کردن
صبر کردنهمانجا ماندن
بدون رفتن یا اقدام کردن، صبورانه منتظر ماندن.
To wait patiently without leaving or taking action.
«کمی صبر کن؛ دکتر بهزودی شما را میبیند.»
“Sit tight; the doctor will see you soon.”
«به همه گفتیم همانجا بمانند و صبر کنند.»
“We told everyone to sit tight.”