sit tight

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɪt taɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — صبر کردن

صبر کردنهمان‌جا ماندن

بدون رفتن یا اقدام کردن، صبورانه منتظر ماندن.

To wait patiently without leaving or taking action.

«کمی صبر کن؛ دکتر به‌زودی شما را می‌بیند.»

Sit tight; the doctor will see you soon.

«به همه گفتیم همان‌جا بمانند و صبر کنند.»

We told everyone to sit tight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000