skeletonized

skel·e·ton·ized/ˈskɛlɪtənaɪzd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): skeletonizedpast participle (مفعولی): skeletonized-ing (حال): skeletonizing3rd (سوم): skeletonizes

فعل — به اسکلت تبدیل شده

به اسکلت تبدیل شدهاستخوان‌بندی‌شده

تبدیل شده به استخوان‌بندی یا به شکل اسکلت در آمده؛ به شکل بسیار ساده و اساسی درآمده.

Made into or reduced to a skeleton; stripped down to the bare essentials.

«دست‌نوشته به شکل اسکلت‌بندی شده بود تا روی نکات اصلی تمرکز شود.»

The manuscript was skeletonized to focus on key points.

«ساختمان بعد از آتش‌سوزی به اسکلت تبدیل شده بود.»

The building was skeletonized after the fire.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000