در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تالاب یا منطقهای باتلاقی و گلآلود.
A swamp or a muddy area of land.
«گردشگران در سفرشان یک باتلاق را رد کردند.»
“The hikers crossed a slough during their trip.”
«باتلاق پر از قورباغه بود.»
“The slough was filled with frogs.”
رایج. معمولاً قابل تعویض هستند ولی slough بیشتر در برخی مناطق استفاده میشود.
Common. Often interchangeable but 'slough' is more used in certain regions.
خارج کردن یا رها کردن پوست مرده یا لایه بیرونی بدن.
To shed or remove dead skin or outer layer.
«مارها به طور منظم پوستشان را میریزند.»
“Snakes slough their skin regularly.”
«درخت هر بهار پوست قدیمیاش را میاندازد.»
طبیعی بودن ریزش لایههای بیرونی را توصیف میکند، در زیستشناسی کاربرد دارد.
Describes natural loss of outer layers, interchangeable in biology.