slough

/slaʊ/
1noun (اسم)formalplural (جمع): sloughs

اسم — تالاب

تالابمرداب

تالاب یا منطقه‌ای باتلاقی و گل‌آلود.

A swamp or a muddy area of land.

«گردشگران در سفرشان یک باتلاق را رد کردند.»

The hikers crossed a slough during their trip.

«باتلاق پر از قورباغه بود.»

The slough was filled with frogs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swampباتلاق

رایج. معمولاً قابل تعویض هستند ولی slough بیشتر در برخی مناطق استفاده می‌شود.

Common. Often interchangeable but 'slough' is more used in certain regions.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): sloughedpast participle (مفعولی): sloughed-ing (حال): sloughing3rd (سوم): sloughs

فعل — ریختن پوست

ریختن پوستانداختن لایه

خارج کردن یا رها کردن پوست مرده یا لایه بیرونی بدن.

To shed or remove dead skin or outer layer.

«مارها به طور منظم پوستشان را میریزند.»

Snakes slough their skin regularly.

«درخت هر بهار پوست قدیمی‌اش را می‌اندازد.»

The tree sloughs old bark every spring.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sheddingریزش

طبیعی بودن ریزش لایه‌های بیرونی را توصیف می‌کند، در زیست‌شناسی کاربرد دارد.

Describes natural loss of outer layers, interchangeable in biology.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000