something awful

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

some·thing aw·ful/ˈsʌmθɪŋ ˈɔfəl/
1phrase (عبارت)common

عبارت — چیزی وحشتناک

چیزی وحشتناکاتفاقی بسیار بد

به یک اتفاق یا چیز بسیار بد، ناخوشایند یا تکان‌دهنده اشاره می‌کند.

Something extremely bad, unpleasant, or shocking.

«اتفاق وحشتناکی در جاده افتاد.»

Something awful happened on the road.

«فکر کردم اتفاق خیلی بدی افتاده است.»

I thought something awful had happened.

2adverb (قید)informaltype (نوع): degreeadjective (صفت): awfulposition (جایگاه): end

قید — خیلی

خیلیبسیار

در گفتار غیررسمی برای تأکید بر خیلی زیاد بودنِ یک حالت یا کار به کار می‌رود.

Very or extremely, used informally to emphasize an adjective or verb.

«پاهایم خیلی درد می‌کردند.»

My feet hurt something awful.

«او خیلی دلش برای خانواده‌اش تنگ شده است.»

She misses her family something awful.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000