spa

/spɑː/
noun (اسم)commonplural (جمع): spas

اسم — اسپا

اسپامرکز آبگرم

محلی که خدمات حمام و درمان برای آرامش و سلامت ارائه می‌دهد.

A place with baths and treatments for relaxation and health.

«او آخر هفته را در یک مرکز اسپا گذراند.»

She spent the weekend at a spa resort.

«درمان‌های اسپا می‌توانند استرس را کاهش دهند.»

Spa treatments can reduce stress.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000