spar

/spɑːr/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): sparedpast participle (مفعولی): spared-ing (حال): sparring3rd (سوم): spars

فعل — مبارزه تمرینی

مبارزه تمرینیگفتگو جدی

تمرین مبارزه با ضربات سبک، به‌ویژه شفاهی یا جسمی بدون قصد آسیب رساندن.

To practice fighting with light blows, especially verbally or physically without intention to harm.

«بوکسورها قبل از مسابقه در رینگ تمرین مبارزه کردند.»

The boxers sparred in the ring before the match.

«آن‌ها در طول مناظره به صورت لفظی بحث کردند.»

They sparred verbally during the debate.

2noun (اسم)commonplural (جمع): spars

اسم — تمرین مبارزه

تمرین مبارزهدعوا تمرینی

یک مبارزه یا بحث تمرینی.

A practice fight or argument.

«آن‌ها دیروز یک مبارزه دوستانه داشتند.»

They had a friendly spar yesterday.

«آن تمرین مبارزه به بهبود مهارت‌هایشان کمک کرد.»

The spar helped improve their skills.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000