spindle

spin·dle/ˈspɪndl/
noun (اسم)technicalplural (جمع): spindles

اسم — دوک

دوکمیله دوک

میله‌ای برای تاباندن الیاف به نخ یا نقشه

A rod or pin used to spin or twist fibers into thread or yarn

«او پشم را دور دوک تاباند.»

She twisted the wool around the spindle.

«دوک هنگام چرخش شکست.»

The spindle broke during spinning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bobbinقرقره

فنی. قرقره مربوط است ولی بیشتر نخ را نگه می‌دارد نه میله را.

Technical. A bobbin is related but usually holds thread, not the rod itself.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000