در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل spool؛ پیچیدن نخ یا نوار روی قرقره.
Past tense of spool; to wind thread or tape onto a spool or reel.
«او نخ را بهصورت منظم کنار چرخ خیاطی پیچید.»
“She spooled the thread neatly beside her sewing machine.”
«نوار بهطور محکم روی قرقره پیچیده شده بود تا گره نخورد.»