spreadeagled

spread·ea·gled/ˈsprɛdˌiːɡld/
adjective (صفت)common

صفت — باز و گسترده

باز و گستردهپا و دست باز

با اندام‌ها به طور گسترده و صاف کشیده شده، مانند عقابی با بال‌های باز.

With limbs stretched out widely and flat, like an eagle with wings spread.

«او بعد از بازی روی زمین پا و دست باز افتاده بود.»

He lay spreadeagled on the floor after the game.

«گربه روی پنجره آفتابی با پا و دست باز دراز کشیده بود.»

The cat stretched out spreadeagled on the sunny window.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000