در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با اندامها به طور گسترده و صاف کشیده شده، مانند عقابی با بالهای باز.
With limbs stretched out widely and flat, like an eagle with wings spread.
«او بعد از بازی روی زمین پا و دست باز افتاده بود.»
“He lay spreadeagled on the floor after the game.”
«گربه روی پنجره آفتابی با پا و دست باز دراز کشیده بود.»
“The cat stretched out spreadeagled on the sunny window.”