در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل spud؛ به معنی کندن یا جمعآوری سیبزمینی یا کندن با ابزار مخصوص.
Past tense of 'spud', meaning to dig up potatoes or dig with a spud tool.
«آنها اوایل بهار زمین را حفر کردند.»
“They spudded the field early in spring.”
«او دیروز سیبزمینی را کند.»
“He spudded potatoes yesterday.”