statuary

stat·u·ar·y/ˈstætʃuˌɛri/
statuecarved figure-aryrelating to
noun (اسم)formal

اسم — مجسمه‌ها

مجسمه‌هامجسمه‌سازی

مجموعه مجسمه‌ها یا هنر ساختن مجسمه.

A collection or group of statues; the art of making statues.

«پارک دارای مجموعه مجسمه‌های چشمگیری بود.»

The park featured an impressive statuary collection.

«او مجسمه‌سازی را در آکادمی هنر مطالعه کرد.»

He studied statuary at the art academy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000