در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک نوار باریک چوب که برای ساختن دیواره بشکهها، وانها و سایر ظروف استفاده میشود.
A narrow strip of wood used to form the sides of barrels, tubs, or other containers.
«بشکه از میلههای چوبی بلوط ساخته شده بود.»
“The barrel was made of oak staves.”
«باید یک میله چوبی شکسته در وان را تعویض میکردیم.»
“We needed to replace a broken stave in the tub.”
به تأخیر انداختن یا جلوگیری از وقوع یک حادثه بد؛ مهار یا دفع کردن.
To delay or prevent something bad from happening; to hold off or fend off.
«آنها حمله را برای چند ساعت به تأخیر انداختند.»
“They staved off the attack for several hours.”
«تغذیه مناسب میتواند مانع بیماری شود.»
“Good nutrition can stave off disease.”
رایج. به معنی به تاخیر انداختن است.
Common. Simply means making something happen later.