adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): stickiersuperlative (عالی): stickiest
صفت — چسبناکترین
چسبناکترینبسیار چسبناک
صفت عالی برای چیزی که خیلی چسبناک است.
Most sticky; very adhesive or tacky in texture.
«این چسبناکترین عسل است که تاکنون چشیدهام.»
“This is the stickiest honey I've ever tasted.”
«چسبناکترین بخشهای چسب باقی میماند.»
“The stickiest parts of the glue remain.”
تفاوت با واژههای مشابه
adhesive— چسبناک
رایج؛ توان چسبیدن را نشان میدهد اما sticky بیشتر به بافت اشاره دارد.
Common; emphasizes ability to stick, but sticky is more general in texture.