stress out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/strɛs aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — مضطرب کردن

مضطرب کردننگران کردن

کسی را خیلی نگران یا مضطرب کردن.

To make someone very worried or anxious.

«مهلت تحویل دارد من را خیلی مضطرب می‌کند.»

“The deadline is stressing me out.”

«نگذار یک اشتباه تو را مضطرب کند.»

“Don't let one mistake stress you out.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — مضطرب شدن

مضطرب شدننگران شدن

خیلی نگران یا مضطرب شدن.

To become very worried or anxious.

«من پیش از هر امتحان خیلی مضطرب می‌شوم.»

“I stress out before every exam.”

«او دربارهٔ مصاحبه خیلی نگران شد.»

“She stressed out about the interview.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000