stress out
/strɛs aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — مضطرب کردن
مضطرب کردننگران کردن
کسی را خیلی نگران یا مضطرب کردن.
To make someone very worried or anxious.
«مهلت تحویل دارد من را خیلی مضطرب میکند.»
“The deadline is stressing me out.”
«نگذار یک اشتباه تو را مضطرب کند.»
“Don't let one mistake stress you out.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — مضطرب شدن
مضطرب شدننگران شدن
خیلی نگران یا مضطرب شدن.
To become very worried or anxious.
«من پیش از هر امتحان خیلی مضطرب میشوم.»
“I stress out before every exam.”
«او دربارهٔ مصاحبه خیلی نگران شد.»
“She stressed out about the interview.”