در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که در حومه شهر زندگی میکند.
A person who lives in the suburbs outside a city.
«بسیاری از حومهنشینان محلههای آرام را ترجیح میدهند.»
“Many suburbanites prefer quiet neighborhoods.”
«حومهنشین روزانه به مرکز شهر رفتوآمد میکند.»
“The suburbanite commutes daily to downtown.”
رایج. معمولاً کسی که برای کار از حومه به شهر رفتوآمد میکند.
Common. Usually refers to someone who travels from suburbs to city for work.