suicided

sui·ci·ded/ˈsuːɪsaɪdɪd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): suicidedpast participle (مفعولی): suicided-ing (حال): suiciding3rd (سوم): suicides

فعل — خودکشی کرد

خودکشی کرد

گذشته فعل خودکشی کردن؛ عمدی باعث مرگ خود شدن.

Past tense of commit suicide; to have intentionally caused one's own death.

«او پس از ابتلا به افسردگی خودکشی کرد.»

He suicided after suffering from depression.

«دو سال پیش، او به طور تراژیک خودکشی کرد.»

Two years ago, she suicided tragically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000