در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل خودکشی کردن؛ عمدی باعث مرگ خود شدن.
Past tense of commit suicide; to have intentionally caused one's own death.
«او پس از ابتلا به افسردگی خودکشی کرد.»
“He suicided after suffering from depression.”
«دو سال پیش، او به طور تراژیک خودکشی کرد.»
“Two years ago, she suicided tragically.”