supercharge

su·per·charge/ˈsuːpərˌtʃɑːrdʒ/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): superchargedpast participle (مفعولی): supercharged-ing (حال): supercharging3rd (سوم): supercharges

فعل — تقویت کردن

تقویت کردنافزایش دادن

قدرت یا اثربخشی چیزی را به طور قابل توجهی افزایش دادن

to increase the power or effectiveness of something significantly

«موتور برای عملکرد بهتر تقویت شده بود.»

The engine was supercharged for better performance.

«سرعت پردازنده را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهند.»

They supercharge the processor speed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boostافزایش دادن

رایج. وقتی معنی افزایش قدرت یا عملکرد است قابل تعویض است.

Common. Synonymous when meaning to increase power or performance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000