در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قرار گرفته بالا یا روی حفره چشم.
Situated above the orbit of the eye.
«عصب فوق کاسه چشم احساسات بالای چشمها را کنترل میکند.»
“The supraorbital nerve controls sensations above the eyes.”
«پس از آسیب در ناحیه فوق کاسه چشم درد داشت.»
“He felt pain in the supraorbital region after the injury.”