در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای طعم شکر یا عسل؛ شیرین (برخلاف ترش، تلخ یا شور).
Having a taste characteristic of sugar or honey; not sour, bitter, or salty.
«کیک به طرز خوشمزهای شیرین بود.»
“The cake was deliciously sweet.”
«او شراب شیرین را به خشک ترجیح میدهد.»
“She prefers sweet wine over dry.”
دلپذیر، خوشایند، یا دوستداشتنی به صورت کلی، اغلب باعث ایجاد حس خوشحالی میشود.
Pleasant, charming, or delightful in a general sense, often causing a feeling of happiness.
«آن حرکت او خیلی دلپذیر بود.»
“That was a sweet gesture from him.”
«دیشب چه خواب شیرینی دیدم!»
“What a sweet dream I had last night!”
دارای بوی مطبوع و خوش یا صدای دلنشین و خوشایند.
Emitting a pleasant, fresh, or fragrant smell; or making a pleasing sound.
«عطر خوش گل رز هوا را پر کرده بود.»
“The sweet scent of roses filled the air.”
«آواز دلنشین پرندهای را شنیدم.»
“I heard the sweet song of a bird.”
(در مورد شخص یا خصوصیات او) مهربان، دوستداشتنی و ملایم.
(Of a person or their disposition) pleasant, kind, and gentle.
«او چنین دختر مهربانی دارد.»
“She has such a sweet daughter.”
«او همیشه با همه با مهربانی حرف میزد.»
“He always had a sweet word for everyone.”
(در مورد آب) شور نباشد؛ تازه و قابل آشامیدن (آب شیرین).
(Of water) not salty; fresh.
«ما منبع آب شیرین در صحرا پیدا کردیم.»
“We found a source of sweet water in the desert.”
«اکثر رودخانهها حاوی آب شیرین هستند.»
“Most rivers contain sweet water.”
(معمولاً جمع) یک تکه کوچک شیرینی یا آبنبات که از شکر یا شکلات درست شده است؛ آبنبات.
(often plural) A small piece of confectionery made of sugar or chocolate; a candy.
«بچهها عاشق خوردن آبنبات هستند.»
“The children love eating sweets.”
«او یک کیسه آبنبات مخلوط خرید.»
“She bought a bag of assorted sweets.”
(در انگلیسی بریتانیایی) دسر یا قسمت پایانی غذا که معمولاً شیرین است.
(British English) The dessert course of a meal.
«بعد از شام دسر میل دارید؟»
“Would you like sweet after dinner?”
«دسر مورد علاقه من کرم سیب است.»
“My favorite sweet is apple crumble.”