syllabic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

syl·lab·ic/sɪˈlæbɪk/
syllab-relating to syllables-icpertaining to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more syllabicsuperlative (عالی): most syllabic

صفت — هجایی

هجاییمرتبط با هجا

مربوط به هجاها یا تشکیل شده از هجاها.

Relating to or consisting of syllables.

«خط هجایی هر هجا را جداگانه نشان می‌دهد.»

Syllabic writing represents each syllable separately.

«شعر ساختار هجایی دارد.»

The poem has a syllabic structure.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000