symbiosis

sym·bi·o·sis/ˌsɪm.biˈoʊ.sɪs/
sym-togetherbiolife-sisstate or condition
noun (اسم)technical

اسم — هم‌زیستی

هم‌زیستیزیست‌بوم مشترک

ارتباط نزدیک و بلندمدت بین گونه‌های مختلف که حداقل یکی را سود می‌رساند

a close, long-term interaction between different species benefiting at least one

«مرجان و جلبک‌ها در همزیستی زندگی می‌کنند.»

Coral and algae live in symbiosis.

«گونه‌های شینه همزیستی قارچ و جلبک هستند.»

Lichens represent a symbiosis of fungi and algae.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000