symptom

symp·tom/ˈsɪmp.təm/
noun (اسم)commonplural (جمع): symptoms

اسم — علائم

علائمنشانه‌ها

نشانه یا علامتی از بیماری یا وضعیت خاص.

A sign or indication of a disease or condition.

«تب یک علامت رایج آنفولانزا است.»

Fever is a common symptom of flu.

«او نشانه‌هایی از خستگی نشان داد.»

He showed symptoms of fatigue.

تفاوت با واژه‌های مشابه
signنشانه

رایج. معنای مشابه ولی 'symptom' به آنچه بیمار احساس می‌کند اشاره دارد.

Common. Similar meaning but 'symptom' refers to what patients feel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000