take a bead on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈteɪk ə ˈbid ɑn/
1phrase (عبارت)technical

عبارت — نشانه گرفتن

نشانه گرفتنهدف‌گیری کردن

با استفاده از نشانه‌روی اسلحه، با دقت به سوی کسی یا چیزی هدف گرفتن.

To aim a firearm carefully at someone or something using its sights.

«شکارچی هدف را با دقت نشانه گرفت.»

The hunter took a bead on the target.

«او قوطی دوردست را نشانه گرفت.»

She took a bead on the distant can.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — دقیق بررسی کردن

دقیق بررسی کردندرک روشنی پیدا کردن

روی یک فرد، مشکل یا وضعیت تمرکز کردن و آن را روشن‌تر سنجیدن یا فهمیدن.

To focus on, assess, or understand a person, problem, or situation clearly.

«باید مشکل واقعی را دقیق بررسی کنیم.»

We need to take a bead on the real problem.

«او خیلی زود انگیزه‌های او را درست فهمید.»

She took a bead on his motives quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000