take stock
/teɪk stɑk/
1phrase (عبارت)common
عبارت — موجودیگیری کردن
موجودیگیری کردنانبارگردانی کردن
کالاها یا موجودیهای یک کسبوکار را شمردن و بررسی کردن.
To count and check the goods or supplies a business has.
«فروشگاه برای موجودیگیری زودتر میبندد.»
“The shop closes early to take stock.”
«ما در پایان هر ماه موجودیگیری میکنیم.»
“We take stock at the end of every month.”
2phrase (عبارت)formal
عبارت — اوضاع را سنجیدن
اوضاع را سنجیدنارزیابی کردن
برای ارزیابی یک موقعیت، با دقت دربارهاش فکر کردن.
To think carefully about a situation in order to assess it.
«پس از بحران، گزینههایمان را با دقت سنجیدیم.»
“After the crisis, we took stock of our options.”
«او مکث کرد تا وضعیت را ارزیابی کند.»
“She paused to take stock of the situation.”